تبلیغات
عقاب طلایی
اخبار تولد

روز پنج شنبه 98/08/9 اولین سال رهایی 

مسافر محمد و همسفر پروانه

را با شور و شکوه فراوان جشن می گیریم.


ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﺑﮑﻦ … 

ﺩﺳﺘﻬﺎی خدا ﭘﺮ ﺍﺯ ﻣﻌﺠﺰﻩ است

ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﺑﮑﻦ

ﺷﺎﯾﺪ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﺵ

بزﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ

تبریک عرض می کنم خدمت خانم پروانه عزیزم ومسافر محترمشان وجناب اقای امید طاوسی وتمامی اعضای کنگره 60



تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1398 | 10:15 ق.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات
به نام هستی بخش یکتا الله

"یازدهمین" جلسه از دور "شانزدهم" سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی میرداماد روزهای پنجشنبه به تاریخ"دوم آبان ماه 1398" با استادی ایجنت محترم مسافر "احسان" و نگهبانی مسافر "رضا" و دبیری مسافر"محسن" با دستورجلسه "D.sap" ،همچنین تولد یکسال رهائی مرزبان محترم مسافر "مجید " راس ساعت هفده آغاز به کار نمود .


جناب مهندس می‌فرمایند:من همان‌قدر که به اوتی و روش دی اس تی معتقد هستم ،همان مقدار هم به شربت دی سپ معتقد هستم


جشن اولین سال رهایی مجید عزیز،مرزبان محترم،که یکی از مردان خدا است چون کسی که خدمت به مخلوقات خدا می‌کند مرد خدا است

ادامه مطلب
ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1398 | 10:11 ق.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات
به نام هستی بخش یکتا الله

"یازدهمین" جلسه از دور "شانزدهم" سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی میرداماد روزهای پنجشنبه به تاریخ"دوم آبان ماه 1398" با استادی ایجنت محترم مسافر "احسان" و نگهبانی مسافر "رضا" و دبیری مسافر"محسن" با دستورجلسه "D.sap" ،همچنین تولد یکسال رهائی مرزبان محترم مسافر "مجید " راس ساعت هفده آغاز به کار نمود .


جناب مهندس می‌فرمایند:من همان‌قدر که به اوتی و روش دی اس تی معتقد هستم ،همان مقدار هم به شربت دی سپ معتقد هستم


جشن اولین سال رهایی مجید عزیز،مرزبان محترم،که یکی از مردان خدا است چون کسی که خدمت به مخلوقات خدا می‌کند مرد خدا است

ادامه مطلب
ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1398 | 10:09 ق.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات
به نام قدرت مطلق الله

گزارش عملکرد لژیون نهم، کمک راهنما همسفرحدیث

موضوع: سی دی قیاس و مثلث شخصیت

استخرانرژی را در نظربگیرید وقتی سطح انرژی بالا باشد وقتی شنا می کنید حتی اگر کف استخر کثیف باشد پای شما به آن برخورد نمی کند چون سطح انرژی من اون تاریکی را نشان نمی دهد


ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 2 آبان 1398 | 10:43 ق.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات

اخبار تولد

روز پنج شنبه 98/08/2 اولین سال رهایی 

مسافر مجید و همسفر مرضیه

را با شور و شکوه فراوان جشن می گیریم.

از خدا پرسیدم:

خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟

خدا گفت:

با اعتماد زمان حال ات

را بگذران و بدون ترس برای

آینده آماده شو

ایمان را نگه دار وترس

رابه گوشه ای انداز

زندگی شگفت انگیزاست





به مرضیه عزیزم این روز باشکوه رابه شما وخانواده بزرگوارت تبریک  تبریک می گوییم و از خداوند بهترین ها را ارزومندم.




تاریخ : پنجشنبه 2 آبان 1398 | 10:29 ق.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات

به نام قدرت مطلق الله

جلسه ششم، از دور پانزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران 

نمایندگی میرداماد با دستور جلسه"وادی اول و تأثیر آن روی من"در تاریخ 98/07/08

با استادی  همسفر خانم پریساو نگهبانی همسفر خانم سمیرا و 

دبیری همسفر خانم لیلا راس ساعت 15 آغاز به کار نمود.

تفکر یک حرکت ذهنی یا درونی است ،از یک مبدا معلوم به یک مقصد معلوم یا از یک معلوم به یک مجهول و هر کاری که ما می خواهیم انجام بدهیم ،یک ساختار تلقی می شود



ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 30 مهر 1398 | 09:35 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات

1 – خودرامهم می‌دانیم ( در این صورت انسان با کوچک‌ترین حرفی به هم می‌ریزد )

2 – طرف مقابل را بسیار مهم می‌دانیم .

3 – حرف طرف مقابل را بسیار مهم می‌دانیم.


ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 8 خرداد 1398 | 03:12 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات
تاریخ : جمعه 27 اردیبهشت 1398 | 12:24 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات
به نام قدرت مطلق الله

جلسه سوم، از دور چهاردهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران نمایندگی 

میرداماد با دستور جلسه"جهان بینی 1و2" در تاریخ 98/02/23 با استادی همسفر 

خانم مریم و نگهبانی همسفر خانم آنتینا و دبیری همسفر خانم زهره راس 

ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.

وقتی یک راهنما به همسفر می گوید مسافرت را رها کن و سفر خودت را شروع کن برای چیست؟ چون فقط اعتیاد ضدارزش نیست ما همسفران هم تخریب های زیادی داریم که زمان زیادی طول می کشد تا بتوانیم بندها را باز کنیم. 


ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 27 اردیبهشت 1398 | 11:32 ق.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات

هر انسانی برای پذیرش هر مسئولیتی ،ابتدا باید نگاهی به خود بیندازد و ببیند آیا ظرفیت ویا گنجایش آن کار را دارد یا خیر ؟در این باره نظر من این است که زمانی ما آماده انجام مسئولیتی می شویم که مسئولیت پذیر باشیم یا در مورد کاری که می خواهیم انجام بدهیم دانایی لازم را کسب کرده باشیم . یعنی در ما تغییراتی صورت گرفته باشد .حال ممکن است که این سوال برایمان پیش بیاید که در چه زمانی و چه عاملی باعث می شود که نگاهمان تغییرکند ؟و یا اصلا چرا باید تغییر کند ؟ به نظر من برای تغییر شرط لازم این است که به نحوه عملکردم در گذشته نگاهی بیاندازم و در حقیقت با خودم رو راست باشم و صادقانه به گذشته ام فکر کنم اگر این گونه رفتار کنم و نخواهم کارهایم را به هزار زبان توجیه کنم کم کم متوجه می شوم که چه جاهایی از کارهایم ایراد داشته است و یا اینکه کجاها درست عمل نکرده ام .و در اینجا تازه به این نتیجه می رسم که چیزی نمی دانستم و نمی دانم .و این پذیرفتن اینکه من چیزی نمی دانم یعنی من می خواهم تغییر کنم و بدانم . (اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی ) ولی اگر هنوز باورم این باشد که من می دانم تغییر هم در من امکان پذیر نیست .در اینجا فقط کافیه از خودم بپرسم :اگر من می دانستم و عملکردم هم درست بوده ،پس اینجا چه می کنم؟و چرا به این روز افتاده ام ؟ولی وقتی طرز فکرم نسبت به خودم عوض شود و بپذیرم که تغییر کنم آنوقت حرکتم برای کسب دانایی را آغاز می کنم .همانطور که میدانیم اجزای مثلث دانایی تشکیل شده از (تفکر،تجربه،آموزش) با ورود به کنگره ما آموزشهای لازم را می گیریم و به آنها فکر می کنیم وبعد آنها را تجربه می کنیم و همین تجربه کردن موجب افزایش ظرفیت در ما می شود .چون با دریافت آموزشها و تفکر نسبت به آنها به این درک و شناخت می رسیم که باید تجربه کنیم .خدمت کردن یکی از عوامل مهم در افزایش ظرفیت هر فرد و پذیرش مسئولیتهای بیشتر می باشد خدمتی که از روی شناخت و درک باشد باعث ایجاد افزایش ظرفیت هم می شود اما خدمتی که بدون شناخت و درک باشد موجب می شود که به مرور قبله خود را گم کنیم .ولی اگر آموزشهارادرست بگیریم به این نتیجه می رسیم که خدمت کردن باعث به دست آوردن حال خوش برای خودمان است و در دستور جلسه قبل هم داریم که کنگره نیازی به خدمت ما ندارد بلکه آن خود ما هستیم که با خدمت کردن به حال خوشی می رسیم . و یک نکته دیگری هم که موجب می شود ظرفیت و پذیرش مان افزایش نیابد این است که ما در حالت سکون باشیم و این مرحله درست زمانی پیش می آید که کسب دانایی ما متوقف شود و این حس به ما دست بدهد که دیگر نیازی به کسب دانایی نداریم و همه آموزشهای مربوط به سفر اول و دوم را گرفته ایم وهمه چیز را می دانیم و دیگر به سی دی گوش کردن وجزوه ها را مرور کردن و....... نیازی نداریم وشروع کنیم از دیگر اعضای کنگره ایراد گرفتن و ......

اما وقتی که حضور در کنگره مستمر باشد به مرور متوجه می شویم که چه باید کرد و چه نباید کرد .وقتی به گذشته هم که نگاه می کنیم شاید بارها وبارها کارهایی را قبول کرده باشیم که این کارها با شکست همراه شده بود و حال می دانیم که آن شکستها به خاطر نداشتن ظرفیت و نبودن نقطه تحمل و به طور کل دانایی بوده است چون ما آن کارها را بدون داشتن شناخت و آگاهی و شاید به خاطر اینکه اگر انجام ندهم دیگران فکرمی کنند من کم آورده ام انجام می دادیم .واین باعث می شد که در بعضی وقتها همه چیز خراب می شد و ممکن بود زحمات دیگران را هم هدر بدهیم و کم کم ضعیف و ضعیف تر شویم و گوشه گیری هم به سراغمان بیاید و یکی از مهم ترین دلایل مصرف کننده شدن هم این می باشد  وقتی بدون شناخت و آگاهی و فقط برای رفع تکلیف و یا جلب توجه دیگران اقدام به کاری بکنیم به غیر این انتظاری نیست چون وقتی این کار را انجام می دادیم باعث می شد که خودمان را آدم مسئولیت نا پذیر ونا توان تصور کنیم وبه مرور از مسیرمان منحرف شویم و به سمت اعتیاد برویم . اما حالا باید خوشحال باشیم و خداوند را شاکر که به کنگره آمده ایم و آموزش می گیریم و آرام آرام تواناییهایمان را به یاد می آوریم و با کسب دانایی ظرفیت و گنجایش خودمان رابالا می بریم و بعد مسئولیتها را با دل و جان می پذیریم و امیدوارم در این راه دچار قبله گم کردن نشویم .



تاریخ : یکشنبه 15 اردیبهشت 1398 | 10:47 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات
به نام قدرت مطلق الله


اگر بخواهم از اول زندگیم بگوییم با اشنا شدن با مسافرم وازدواج با ان از بدو شروع رفیق بازی مشروب خوری ودروغ گویی روز به روز بیشتر شد واقعا خسته شده بودم ودر طول این دوران دو فرزند هم اوردم بهترین لحظه برای یک زن هنگامی که فرزند خود را به دنیا میاورد این است که بهترین حس ها را از همسرش بگیرد ومسافر من من را گذاشت خونه مادرم وساعت 3 نصف شب نعشه امد وکمی بعد هم در اثر خستگی خوابید خیلی کارها کردم مثلا تا دیر وقت منتظر می ماندم تا بیایید باهم نهار بخوریم باهاش کلی حرف می زدم ودر نهایت به دعوا ختم میشد و

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 12 آذر 1397 | 09:57 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات
در درون انسان همواره دو نیرو در حال جنگ و نبرد هستند (عقل و نفس) و از بیرون تحت القائات خیر و شر قرار میگیرند و مسافر در سفر اول و دوم همواره سعی دارد تا در این جنگ پیروز گردد و دنیای درون و بیرون یعنی صور آشکار و پنهان هر دو تبدیل به یک شهر آباد گردند با فرمانبرداری و اطاعت از قوانین و فرامین خداوند تمامی وجود انسان راه خود را به سوی نیروی مافوق پیش گیرد .
اگر در جسم انسان و نحوۀ کارکرد دستگاههای حیاتی و سلولها کاوش کنیم خواهیم دید که تا چه اندازه دقیق ، بی نقص و هدفمند درحال انجام وظیفه هستند حتی بدون اینکه ما دخالتی در آن داشته باشیم گویی فرمان خود را از نیروی الهی میگیرند و توسط آن برنامه ریزی شده اند به همین دلیل است که میگوییم ذرات بوجود آورندۀ جسم ما ذراتی هستند الهی .ما باید الان به زندگی خود نگاه کنیم اگر در زندگی خود دچار مشکل ناامیدی ترس منیت هستیم و هنوز به حال خوش نرسیده ایم باید به درون خود سر بزنیم و ببینیم که علت ان چیست؟سابق در قدیما می گفتند درد در تو ودرمان نزد توست همه اتفاقات زندگی که برای ما پیش می ایید جهت رشد ما است ما باید به نیروی درون خود تک تک مشکلات را حل کنیم مثلا یک مصرف کننده با امدن به کنگره وشروع سفر خود هر 21 روز ازمقدار مواد مصرفی خود می گذرد وبعد از 11 ماه به حال خوش می رسد ویک همسفر نیز می ایید علم واگاهی خود را بالا برده واموزش می گیرد .در هر مرحله هم مسافر وهم همسفر می ایند با اموزش نیروهای بازدارنده را میشناسند وبا راهکارهای مثلث جهالت(ترس منیت ناامیدی)اشنا شده و با پارامتر زمان می تواند به تمامی مطالب درون وبرون خود پی ببرد وما زمانی که یک نور کوچک را در خود ومسافرمان دیدیم با حرکت در مسیر مستقیم میتوانیم پله های طرقی را طی کنیم .ما باید بدانیم که جهت رشد وترقی به این جهان امدیم با تفکر درست وراه درست به سعادت برسیم.


تاریخ : سه شنبه 8 خرداد 1397 | 10:20 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات

در یک شهربازی پسرکی سیاه پوست به مرد بادکنک فروشی نگاه می کرد. بادکنک فروش برای جلب توجه یک بادکنک قرمز را رها کرد تا در آسمان اوج بگیرد و بدینوسیله جمعیتی از کودکان را که برای خرید بادکنک به والدینشان اصرار می کردند را جذب خود کرد. سپس یک بادکنک آبی و همین طور یک بادکنک زرد و بعد از آن یک بادکنک سفید را به تناوب و با فاصله رها کرد. بادکنک ها سبکبال به آسمان رفتند و اوج گرفتند و ناپدید شدند.

پسرک سیاه پوست هنوز به تماشا ایستاده بود و به یک بادکنک سیاه خیره شده بود! تا این که پس از لحظاتی به بادکنک فروش نزدیک شد و با تردید پرسید: ببخشید آقا! اگر بادکنک سیاه را هم رها می کردید آیا بالا می رفت؟

مرد بادکنک فروش لبخندی به روی پسرک زد و نخی را که بادکنک سیاه را نگه داشته بود برید و بادکنک به طرف بالا اوج گرفت و پس از لحظاتی گفت: پسرم آن چیزی که سبب اوج گرفتن بادکنک می شود رنگ آن نیست بلکه چیزی است که در درون خود بادکنک قرار دارد.

زندگی هم همین طور است و چیزی که باعث رشد آدمها می شود رنگ و ظاهر آنها نیست. مهم درون آدم هاست که تعیین کننده مرتبه و جایگاهشان است و هرچقدر ذهنیات ارزشمندتر باشند، جایگاه والاتر و شایسته تری نصیب آدم می شود.



تاریخ : پنجشنبه 3 خرداد 1397 | 06:00 ق.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات
به نام قدرت مطلق الله

قسمت دوم که روی خلق و خو اثر می‌گذارد افکار و اندیشه است ما بیش از 150 بیماری افکار تنی یا روان‌تنی داریم که افکار میاید جسم را تخریب می‌کند مثلاً خبر بدی به فرد می‌دهند دیگر حوصله انجام هیچ  کاری را ندارد و این به سلول‌های بدنش هم منتقل می‌شود و جسمش را به هم می‌ریزد


ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 | 08:40 ق.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات
به نام قدرت مطلق الله



برداشت از وادی 8:با حرکت راه نمایان می شود
در قسمت های آغازین و پایانی این وادی اشاره به" پیمان" شده است؛این به نظر من نشانگر این است که مهمترین مسئله در مسیر زندگی عمل کردن به همین پیمان است تا پله پله به تکامل رسیم .با حرکت است که راه نمایان می شود اما کدام راه؟همه ی ما راهی را می رویم که روزی پیمانش را بسته ایم منتهی پیمان بارها و بارها نقض شده و راه بی راهه گشته،ارزش ،ضد ارزش شده و انسان کناهکار تر و مسیر حرکت گم ترو پیدا کردن دوباره ی همان مسیر کاری سخت تر.

همواره باید فرمان بردار بود باید فرامین قدرت مطلق را اجرا نمود؛انسان بر حسب داشتن قدرت اختیار کامل هم می تواند راه فسق و فجورو کینه... و هم راه تقوا و ارزش و محبت... را بپیماید،او بر اثر نقض فرمان به زمین هدایت شدتا عملاً اثبات نماید که چه قدر حاضر است از اشتباه خود برگردد و به مسیر ارزش آیدو باید مشخص شود که کدامیک در عمل و حرکت بر پیمان خود استوارتر هستیم.راه همان هست که زمانی از آن خارج گشته ایم باید ذره ذره و قدم به قدم وبرزن به برزن وگاه حتی شهر به شهر پیش رفت تا مسیر آشنا تر گردد.

در قسمتی از وادی آمده که درک ،آموزش و آگاهی در نقطه یا شما باقی می ماند این مرا به یاد این پیام می اندازد که "آن گاه که هر یادی جز خداوند در تو جاری شود همه یآن چه که از یاد برده ای به یاد خواهی اورد با عشق و محبتی محکم تر از هر نوع که باشد."

گاه پیمودن مسیر بسیار سخت است ؛مسیری که هزاران فراز و نشیب در دل آن است هنگامی که  حرکت می کنیم و اولین قدم را برمی داریم ذره ذره مسیر آشنا می شود و مناظر و مکان هایی را می بینیم که مطمئنیم جایی دیده ایم،افرادی در مسیرمان قرار می گیرند که آشنایند،گاه ما در پی چیز دیگری هستیم وقتی پیش می رویم می بینیم این آن چیزی نبوده که دنبالش بوده ایم و تازه یادمان می آید برای چه امده ایم و راه کدام است و معنا چیست؟مهم ترین مقوله در یافتن راه دوری از عمل ضد ارزش است  به بیان بهتر می توان گفت هرجا که از ارزش و در اصل خودمان (خود ما ارزش هستیم) دور شدیم این یعنی دوری از مسیر حرکت و پیمان است.برای همین است که در مقوله ی بازپرداخت بدهی اولین و مهمترین جبران باید نسبت به خودمان  باشد.و این جبران تخریب باید با تغییر در اندیشه و جهان بینی ما صورت گیرد تا تغییر در گفتار و کردار ما نیز صورت گیرد . و این تعادل و آموزش و خدمت سالم مرا در مسیر نگه می دارد و به نقطه ی قبلی همان جا که از آن انشعاب یافته ایم می رساند منتهی این عمل عظیم مستلزم حرکت می باشد چرا که با حرکت است که راه نمایان می شودو راه چیزی جز رفتن ِ مسیر پیش روی ما نیست و رفتن همین مسیر ما را برای عملی ساختن پیمان آماده می سازد حتی اگر خطا کنیم، برای عبور از مراحل مختلف و برای رهایی بایددل به خطر زد،دور ماندن از آتش و نسوختن هنر نیست باید آموخت چگونه آتش را مهار و از گرمای آن استفاده کرد،باید آموخت و خدمت کرد  چرا که همین راه و بی راه رفتن ها مرا تعالی می بخشد و به من می آموزد چگونه پله ام را عوض کنم و به پله بعدی بروم.



تاریخ : یکشنبه 26 فروردین 1397 | 09:38 ق.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات
تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.